بی عدالتيها

هوالمحبوب

با سلام

       سالها پيش  مردی که ساليانی دراز با آشپزی تلاش می کرد زندگی ساده ای برای خانواده اش دست پا کند دچار سکته ای شد که ديگر توانی برای کار کردن نداشت وهمسر اين مرد با سنی حدود ۴۲ ساله مجبور شد برای امرار معاش در مهد کودکی که متعلق به آموزش وپرورش اين مملکت بود مشغول بکار شود از صبح تا ساعت ۱ بعد ازظهر در مهد کار می کرد و هنگامی که به منزل می رفت می بايست پسر معلول و همسر سکته کرده اش را ترو خشک کند  و اين زن از دو سال پيش که من از آنها خبر دارم و سال پيش مرگ فرزند معلولش را در همين وبلاگ خبرش را نوشتم و سال بعدش هم که شوهر سکته کرده اش هم که تحمل فرزند را نداشت به ديار فانی رجعت کرد اين زن از بابت تلاشی که در مهد کودک متعلق به دولت می کرد بابت نگهداری فرزندان معلمين عزيز اين سرزمين و تر وخشک کردن فرزندان کوچک آنها ماهيانه ۲۵ هزار تومان و در سال ۸۴ مبلغ ۵۰ هزار تومان حقوق دريافت می کندو از يازده سالی که سابقه کار در اين مهد را دارد تنها سه سال است بيمه شده است يعنی ۸ سال در مجموعه دولتی کار می کرده بدون اينکه بيمه شود و دولت حق بيمه او را بپردازد و او در واقع ۳ سال بيشتر سابقه بيمه ندارد اما چرا اينها نوشتم واقعيت اين است که بعضی مواقع من شرمم  می آيد که بگويم بی عدالتی در کجاست اگر اين عمل را يک شرکت خصوصی و يا يک سرمايه دار بی عار و  منفعت طلب می کرد دلم نمی سوخت چون خوی آنها سرشته شده با استثمار انسانها  اما اين قصه يک خدمگذار اين کشور در مجموعه آموزش و پرورش جمهوری اسلامی است تبعيض وبی عدالتی بواسطه خوی مديرانی که به تنها چيزی که فکر نمی کردند حق الناس است در اين کشور نهادينه شده ما که منادی دفاع از حقوق کارگران هستيم مايی که پيامبر بزرگوارمان حامی محرومين و مستضعفين عالم بوده می بايست قوانينی در کشور داشته باشيم که شرکتها  و مراکز دولتی يا ارگانها بتوانند نيروی انسانی مورد نياز خويش با قراردادهای ۸۹ روزه ببندند تا از دادن حق بيمه و حقوق قانونی آنها خودداری کنند آيا اين درد نيست وزرات کار يا  همين آقای محجوب نماينده خانه کارگر در کجا سير می کنند البته اين برای ما حقيقتی آشکار است که امثال محجوبها هرگز اراده ای برای خدمت به جامعه کارگری ما نداشته و ندارند آنهابرايشان تنها رسيدن به قدرت هدف بوده و هست براستی آيا اين حق الناس اين زن که بر گردن دولت مقدس جمهوری اسلامی هست چگونه پاسخ داده خواهد شد البته امروز و اين روزها با حرکتهای دولت مردمی دکتر احمدی نژاد بارقه های اميدی در دلهای محرومين کشور زنده شده است انشاالله دولت برخواسته از توده های محروم اين کشور تلاش کند اين قراردهای ظالمانه را ملغی و توان خويش را برای احقاق حقوق کارگران و کارمندان و .... قرار دهد .

/ 77 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

حاج آقا اميدوارم اين بنده را حلال کرده باشيد. به هر صورت اختلاف عقايد وجود دارد، تا آنجا که اين حقير فهميده‌ام، مهمترين اختلاف عقيده بين بنده و حضرتعالی اين است که من فکر می‌کنم مقام معظم رهبری با کسی تعارف ندارند، اما شما می‌فرماييد هر کس که منصوب آقا و منتسب به ايشان بود دليل بر پاک بودن ايشان نيست. من کاملاً اين را می‌پذيرم، مثلاً آقا ممکن است به کسانی مانند عبدالله نوری هم حکم داده باشند که دليل بر پذيرش موقعيت بعدی و فعلی آنان نيست. اما وقتی يک نفر بعد از هشت سال رياست جمهوری، از طرف آقا به مقامی منصوب می‌شود که بسيار حساس است (بعضاً حساس‌تر از رياست جمهوری) و هنگام اختلافات حرف آخر را می‌زند، مشخص است که اين نشانه‌ی تأييد معظم له است. وقتی شخصی بعد از مدت‌ها حضور موثر در مجلس در انتخابات کانديدا نمی‌شود اما از طرف آقا بلافاصله به يکی از حساس‌ترين نقاط امنيتی کشور، يعنی دبيرخانه‌ی شورای امنيت ملی منصوب می‌شود، بايد دانست که اين فرد مورد تأييد آقاست.

محمود

يقين بدانيد که دستگاههای اطلاعاتی آقا در مورد فساد مسئولان بسيار دقيق‌تر و کاراتر از شايعاتی است که شما می‌شنويد، بنابراين اگر مقدار فسادی که شما گفته‌ايد صحت داشت حتماً اين افراد بدون کوچکترين درنگ برکنار می‌شدند. بنابراين اگر شايعاتی که زمان انتخابات عليه آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شد صحت می‌داشت، ايشان اولين کسی بودند که واکنش نشان می‌دادند. لااقل بعد از انتخابات ديگر از چنين شخصی دلجويی نمی‌کردند که به فرمايش شما موجب اين همه فساد است و آقازاده‌هايش باعث تبعيض و رانت‌خواری هستند. در حالی که آقا نه تنها دلجويی کردند، بلکه دستور رسيدگی قضايی به اين شايعه‌سازی‌ها دادند. اگر آن شايعات درست بود، بعد از انتخاب آقای دکتر احمدی‌نژاد بهترين فرصت بود که با توجه به صدمه‌ای که چهره‌ی آقای هاشمی در افکار عمومی خورده بود به ايشان اندک اندک بی‌توجهی و بی‌عنايتی می‌کردند و زمينه برای برخورد قضايی با ايشان فراهم می‌شد، اما ديديم که رفتار آقا چنين نبود. من هرگز گمان نمی‌کنم که آقا با يک مفسد مدارا کنند بنابراين احساسم اين است که برادران حزب‌الله بعضا دچار عمليات روانی دشمن شده‌اند.

محمود

چند مثال: حاج آقا اوايل انقلاب که فراموش نکرده‌ايد چه چهره‌ی پليدی از شهيد بهشتی ساخته بودند؟ و چقدر بنی‌صدر را در خط امام و نزديک به امام جلوه می‌دادند گويا بنی‌صدر پشتيبانی صد در صد امام را دارد و اين حزب جمهوری است که کارشکنی می‌کند. بنی‌صدر کانديدای روحانيت مبارز بود و شايع کرده بودند که رأی حضرت امام هم به ايشان بوده. تا روزهای آخر هم امام نقشی کاملاً بی‌طرفانه در دعوای بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی داشتند و طرفين را به تقوا توصيه می‌کردند. مثال دوم: در زمان جنگ و عمليات گاهی فرمانده کارهايی می‌کرد که بسيجی‌ها به شک می‌افتادند و بعضی‌ها حتی اتهام خيانت يا نابلد بودن به او می‌زدند، اما فرمانده ديدگاه بسيار وسيع‌تری داشت که يک بسيجی نمی‌توانست آن اطلاعات را داشته باشد. بنابراين حاج رضای بزرگوار، لطفاً به اين سرعت درباره آقايانی چون هاشمی و روحانی قضاوت نکنيد. لااقل کمی هم جای شک برای خودتان باقی بگذاريد که شايد شما اطلاعات‌تان در مورد فساد اقتصادی مسئولان کمتر از سيل اطلاعاتی است که در اين باره به دفتر مقام معظم رهبری می‌رسد.

محمود

متأسفانه در زمان امضای پروتکل الحاقی بنده يادم هست که بدعتی در بسيج گذاشته شد و عده‌ای گفتند با آن که مقام معظم رهبری مذاکرات را مديريت می‌کنند اما ما بايد از رهبری عبور کنيم و به اصطلاح برای ايشان فضای حياتی را باز کنيم تا بتوانند موضع‌گيری جدی‌تری کنند. اين تصور غلط، باعث شد که عده‌ای سر خود هر تصميمی بگيرند و هر کس را به خيانت و فروختن منافع کشور متهم کنند. در واقع سرباز صفرها از فرمانده جلو زدند و خواستند آقا را دنبال خودشان بکشانند. آقای لاريجانی نمی‌دانم به چه دليل فرمودند که ما در مذاکرات مرواريد غلتان داديم آب نبات چوبی گرفتيم! کسانی که در جبهه‌ی مذاکرات هسته‌ای با دشمن می‌جنگيدند کمتر از فرماندهان جنگ نبودند. اگر در زمان جنگ کسی مثلاً می‌گفت آقای محسن رضايی خيانت کرده چه اتفاقی می‌افتاد؟ آيا اين حرف در اندازه‌ی گسترده قابل انتشار بود؟ متأسفانه به دليل شيطنت و غلبه هوای نفس اين حرفها زده شد. همين عکسی که از آقای روحانی گذاشته‌ايد، گمان می‌کنيد ايشان نمی‌داند با بگو و بخند با استعمار پير چه شايعاتی پشت ايشان ساخته می‌شود؟ اما موظف است اين کار را بکند چون در ميدان ديپلوماسی سلاح صحبت و خنده است.

محمود

اگر جايی بيانات کامل مقام معظم رهبری با سفرا در سال ۸۲ را پيدا کرديد، خواهيد ديد که در آنجا صريحاً می‌فرمايند که ديپلوماسی جايی است که همه با هم در ظاهر بگو و بخند می‌کنند اما جنگی جدی در ميان همين صحبت‌ها اتفاق می‌افتد. ايشان کسی را از خنديدن نهی نمی‌کنند. اتفاقاً اين هنر يک ديپلومات است که بتواند با تظاهر به رفاقت و صميميت، اطلاعات مهم از وضعيت فعلی کسب کند که در پس رفتار خشک و رسمی شايد ممکن نباشد. زمانی خاطرم هست که مکاتبات صدام حسين ملعون با آقای هاشمی رفسنجانی که نيابت فرماندهی کل قوا را از حضرت امام داشتند منتشر شد، بعضی دوستان داغ کرده بودند که چرا آقای هاشمی به صدام حسين مثلاً گفته برادر صدام يا مثلاً محترمانه با او صحبت کرده! آخر برادر هر چيز قاعده‌ای دارد. ميدان جنگ ميدان گلوله و کشتن و کشته شدن است، اما نمی‌توان در مذاکرات يا نامه‌های رسمی گلوله به طرف مقابل زد! آنجا جايی است که منافع يک ملت در گرو برخوردهای فردی و بسيار جزئی قرار می‌گيرد و هوش اجتماعی و تحليل اطلاعاتی قوی می‌خواهد. يقين داشته باشيد بعد از هفده سال رهبری کشور، آقا اين چيزها را بهتر از بنده و شما می‌دانند.

hajreza

هوالمحبوب با سلام خدمت آقا محمود و بقيه دوستان جناب آقا محمود اينطور که از فرمايشات شما مشخص است جناب روحانی وهاشمی را مبرا از خطاها و فرزندان جناب هاشمی را به عنوان کسانی که با مسائل اقتصادی و اخلاقی و .... ضربات جبران ناپذيری هم به پدرشان و هم به انقلاب زده اند را نمی دانيد !!! آقا محمود بنده نيز يکی از کسانی بودم که در دوران فتنه ها و هجمه ها به حزب جمهوری و شهيد بزرگوار بهشتی بقول مخالفينمان بچه مکتبی بوديم وشعار ما درود بر سه ياور خمينی هاشمی و دو سيد حسينی بود در منطقه خدمت حاج احمد متوسليان که بوديم از کسانی بوديم که به حمايت از شهيد بهشتی اطلاعيه می داديم و با مخالفينشان بحثهای طولانی داشتيم اما آقا محمود امروز ارتباطات بيشتر و وسايل ارتباطی بسيار است اينترنت خبرگزاريهای خارجی و بودن ما در پايتخت و ارتباط با خيلی ها و ديدن خيلی از واقعيتها مسائل زيادی را برای ما روشن کرده است نوع زندگی آقايان در پيش روی ماست سفرهای خارجی آقا زاده ها و مسائلی که دارند زبانزد عام خاص است

hajreza

چرا فائزه هاشمی بايد رئيس تربيت بدنی زنان شود چرا او در حاليکه ما درگير تهاجم فرهنگی دشمن بوديم از نيروهايی چون مسعود بهنود برای مقابله با نيروهای ارزشی و انقلابی در روزنامه اش استفاده می کرد چرا او بحث دوچرخه سواری را در حاليکه اصلا لزومی نداشت مطرح می کرد چرا اوبحث حضور زنان در ورزشگاهها را مطرح می کرد چرا او در قد و قواره يک فمنيست در مقابل نيروهای ارزشی ظاهر می شد و جناب هاشمی با او چه برخوردی کرد؟ فرزندان هاشمی چرا بايد در مسئوليتهای کليدی اين کشور قرار گيرند چه چيزی باعث می شود آنها از هزاران نيروی متخصص و متدين تر و انقلابی تر در اين کشور ارزشمندتر شناخته شوند فقط بختطر اينکه فرزندان هاشمی هستند و هاشمی چه نقشی در دادن اين مسئوليتها به اينها داشت آيا شما منکر کارهای اقتصادی و زدو بندهای اقتصادی ياسر مهدی و محسن هاشمی و اخيرا فائزه و فاطمه هستيد دختران هاشمی يکی رئيس تربيت بدنی زنان يکی رئيس بيماريهای خاص و.... آق محمود آيا در اين مملکت قحط الرجال است چرا از آقا خرج می کنيد آقا کجا اينها را تاييد کرده اند

hajreza

آقای هاشمی در انتخابات از روشهايی بدور از شان يک روحانی انقلابی استفاده کرد آيا مقرهای تبليقاتی او را ديده ايد بنده خيلی چيزها ديدم و شنيدم می دانم شايد خود ايشان اصلا راضی نبود اما فرزندان او مسيری غلط را به ايشان نشان دادند و نتيجه آن رای نياوردنشان بود آقا محمود ميزان حال افراد است هيچکس مبری از خطا نيست دعوای خانم هاشمی و خانم شهيد رجايی در پاويون دولت در زمان رياست جمهوری هاشمی را نمی دانم می دانيد يا خير اما اينها حرفهای درگوشی نيروهای انقلابی است و عدم تائيد خانم عاطفه صديقی همسر شهيد رجايی در انتخابات توسط شورای نگهبان آن زمان برای ما يک ظلم آشکار بود که توسط جناج راست انجام گرفت ما همان زمانها راهمان راهم از جناح چپ و هم از جناح راست جدا کرديم برای ما ارزشمندترين چيزها عدالت بود که در خيلی ها نديديم آقا محمود سخنان امام و آقا کاملا واضح است ما به اشخاص اصلا کاری نداريم ما عملکردهای افراد را بر اساس سيره انبيا و امامان معصوم و امام بزرگوارمان خمينی بزرگ و رهبر معظم انقلاب می سنجيم در راه بودند مخلصشان هم هستيم نبودند هر قدرتی هم که داشته باشند پشيزی برايمان ارزش ندارند

hajreza

اما از دیپلماسی سخن گفتيد پس کجاست آن سخن که همه جا بر ديوارها نوشته شده سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ماست ما نمی خواهيم مثل الجزايريها باشيم ما نمی خواهيم مثل عرفات خائن باشيم که خيانتهای زيادی به ملتش کرد ما می خواهيم در عين سياست ديانتمان و عدالت حفظ شود خنده مهم نيست مهم افشای اسناد بکلی سری و آشکار کردن استراتژی مخفی دولت جمهوری اسلامی است نمی دانم شايد ما اشتباه می کنيم اما به ذت اينکه احتمال دارد پش ت پرده چيزی باشد که ما خبر نداريم نمی توانيم در مقابل گافهای بزرگ اقايان سکوت کنيم اما از روحانی نوشتيد براستی من هرگز از ايشان خوشم نيامده و با اين چيزهايی که اخيرا ديده و شنيده ام در هيچ زمانی او را به فرماندهی هيچ دسته ای هم قبول نخواهم کرد برويد قصه کشته شدن فرزندش و داستان دفنش را بخوانيد تحقيق کنيد همان زمانها بود که شهيد صنيع خانی شهيد شده بود و چقدر شهدای ما در مقابل تکبر اينها مظلومند من نمی توانم به خود بقوبولانم فرمانده من خانه چند ميلياردی داشته باشد حال هرکس که می خواهد باشد امام گفت يک موی کوخ نشينان بر همه کاخ نشينان ارجع است

hajreza

آقای روحانی با نهايت تکبر و کبر سخنی از در خصوص دکتر عباسی گفته که نه بخاطر اينکه به دکتر عباسی چنين سخنی را گفته بلکه بخاطر آن روح تکبری که در سخنانش ديدم از او بيزاری می جويم آقا محمود من يک رزمنده قديمی اين انقلابم هيچ چيزی هم ندارم که ببازم چون همه چيزهاي خوبی که داشته ام طی اين چند سال اخير باخته ام و امروز هم آرزو می کنم روزی در نبرد با امريکا شهادت اين تنها آرزويم برآورده شود اما تا زنده ام سعی می کنم عدالت و عدالت سرلوحه زندگيم باشد و خدمت به مردم و مردم همانهايی که آنها دم از آنها می زنند اما فقط برای انها رای دادنشان مهم است سرلوحه زندگيم باشد آقا محمود نمی خواهم منم کنم فقط نوشتم که من يک آدم عادی هستم ميان ميليونها آدم ديگر در اين سرزمين که در اينجا فقط دغدغه ها و بعضا آرمانهايم را می نويسم اما در خصوص جناب خيزش سرخ من منتظر مستندات شما هستم من در اين خصوص چيزی نشنيده ام اگر صحت داشته باشد بايد استراتژی کلی نظام که رهبری تعيين می کند مد نظر قرار گيرد حتی ارتباط با امريکا در اين خصوص بايد استراتژی کلی نظام در نظر گرفته شود