زمانيکه آدمهای کوچک ادعای خدايی می کنند

انالله و انا اليه راجعون  

         سلام

            اين روزها سخت درگير کفن ودفن و مراسم ختم   جوانی معلول از خانواده ای فقير در جنوبی ترين نقطه تهران  بودم اويی که سالها اسير فقر و نداری بود و تنها مادر پيرش از او و پدرش که سکته کرده و در گوشه خانه افتاده بود نگهداری می کرد و بهر حال در ايام فاطميه حضرت زهرا (س) در شبی گرم جمسش تبديل به چوب خشک سردی گشت انگار که هرگز روحی در آن نبوده و هيچ نماينده مجلسی هم يک آخ هم برايش نگفت  يا هيچ آزاديخواه دو آتيشه ای بسراغ اين خانواده نيامد که چطور يک مادر پير با ماهی پنجاه هزار تومان دو معلول را نگهداری می کند يا چرا بهزيستی نگهداری از اين معلول را نپذيرفت و يا چرا برای نگهداری او ماهی شصت هزار تومان درخواست می کردند يا اينکه هيچ نماينده گروه تحقيق سفارش نمی دهد که چطور خانواده های تحت پوشش کميته امداد امام با ماهی ۱۵ هزار تومان می توانند زندگی کنند آری اين روزها سخت درگير بودم و نمی توانستم با مسائل روز  و اتفاقاتی که بخاطر عقده های خود بزرگ بينی بعضی از نماينده های مجلس بر سر اين ملت می آيد مطلع باشم اما امروز بعد از مدتی که آمدم افاضات آرمين و دارودسته خود بزرگ بينش که برای حفظ قدرت حاضر به فدا کردن انقلاب هستند سينه سوخته از جفای اين روزگارم را سوخته تر کرد پيش خود می گفتم کاش اينقدر اينها عقل داشتند که در اين شش سالی که قوه مجريه و مغننه در اختيارشان بود قدمی در راه خدمت به اين مردم بر می داشتند کاش بجای ترويج هر آنچه بدی بود کمی خوبيها را ترويج می کردند کاش بدرد محرومين می رسيدند مثلا بودجه کميته امداد را برای کمک به محرومين جامعه افزايش ميدادند تا زنهای بی شوهر برای لقمه نانی تن به خود فروشی ندهند پيش خود می گفتم کاش بجای اين همه سفرهای خارجی اين همه همايشها اين همه بودجه برای تشکيل گروههای تحقيق و تفحص بيهوده و زائد و وقت تلف کردنها همين آقايان کمی به مردم محرومين همين تهران ام القرای ايران اسلامی می زدند و کمی از جردن پايين تر تشريف می آوردند کاش دروغ نمی گفتند کاش اميد را با دروغگوييهايشان به نااميدی تبديل نمی کردند آری کاش اين پولهايی که از شهرام جزايری گرفتند بجای خرجهای تبليغات و سفرهای خارجی و خريد خانه های آنچنانی به صدهها خانواده ای کمک می کردند که به علت نداری و برای حفظ آبرو با سيلی صورتهايشان را سرخ می کنند اما ميدانم از اينها آبی گرم نمی شود اينها را من ساليان دور از همان سالهای ۵۸ و ۵۹ می شناسم از همان مقر مجاهدين انقلاب اسلامی انتهای خيابان مجاهدين اسلام روبروی مجلس می شناسم من باور دارم گروه آرمين و بهزاد نبوی ها دروغگو هستند آنها آن زمان چيز ديگری به ما می گفتند و امروز چيز ديگری عمل می کنند خدا رحمت کند شهدای سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را که دامانشان از ديوزگی های اين جماعت پاک پاک است خدا رحمت کند شهيد بروجردی شهيد عجب گل شهيد استاد ابراهيم و دهها شهيد ديگر را و مطمعن هستم اگر آنها بودند امروز چون نواب صفوی ها عمل می کردند آری دوستان درد زيادی اينها بر اين انقلاب تحميل کرده اند و اين نيست جز عقده هايی که در وجودشان تلمبار گشته اما هنوز فرزندان نواب صفوی ها هستند هنوز غيرت نمرده هنوز هميت و شجاعت شيعی در وجود خيلی ها وجود دارد.

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاج علي از گردان ميثم

حاج رضا جان سلام. حرفهاي تو را خواندم و اشك از چشمانم جاري شد. يعني روزي مي شود حضرات به فكر مردم بيچاره بيفتند. به خدا خوب مردمي داريم ما. هر كس ديگري بود تاب نمي آورد. نميدانم كار ما با اينها به كجا مي كشد . خدا به دادشان برسد.

narsiss

ای خدا چرا امشب هرکی به پست ما می خوره يا حاجی يا سيد ....

amirho3yn

هو يا علی مدد * طنين صداها هر لحـــــــظه تو را به ياد من می آورد * مولايم امشب نبودنت برايم الهـــــــام شيرينی دارد * سوگنـــد!!! شکفتن گل بی خزان درد نيست، شهد است که بر گلستان شيعه نواخته شده است * مولا جانم!!! دلم هر کجــــــــــــــــــــــا که رود، هر جـــــــــــــــــــــــــــــا که اسير باشد، پايان و آغاز دلبستگيش انتظــــــــــــــار توست، هر جور شود * يا علی مدد

کامران

سلام...شما که بچه با حالی هستی سعی کن انقدر سياسی نشی که ازت سو استفاده بشه

مجید غلامی جلیسه

با سلام شما می توانيد جوابيه ی انتقادات پيشنهادات ٬‌سوالات و نظرات دوستان را در بخش ** يادداشت های متفرقه ** وبلاگ سقيفه مطالعه بفرماييد . التماس دعا

آنکس که دگرگون شد

سلام.از خواندن متنت متاثر شدم اما .... . گاهی فکر می کنم خوش به حال شهدا که رفتند و این دردها را ندیدند.مدتی پیش به دیدار جانبازی رفتم حرفهایی که او می زد حاکی از درد بود کاش همه می فهمیدند که ما به شهدا و جانبازان چقدر مدیونیم.و ما باید به محرومین توجه بیشتری بکنیم.

چشمان شيشه اي

سلام حاجی/بدون تعارف بگم از مطالب صريحت هميشه افتخار ميکنم که اهل دردی هم هستش که اگه کاری هم از دستش بر نمياد اما به فکر هم نوعش هست که درد اين بابا چيه ؟ اما ما آذريا يه ضرب المثل داريم که ميگه (کج بنشينيم ،اما راست قضاوت کنيم) حاجی خدا وکيلی مردم به اين خوبی (جز يه عده معدود) که با همه چيز اين مملکت ساختن و سوختن و پاش وايستادن موقع انقلاب بودن با متجاوزش جنگيدن با تورم و گرونيش ساختن و و و و اونقدر زياده که نميشه شمرد.

چشمان شيشه اي

اما خدا وکيلی بازم جز يه عده معدود خدمتگزار مردم که واقعآ مردم رو ولی نعمت خودشون ميدونستن کی به فکر مردمه.زمان امام(ره) اون بزرگوار اين همه گفت و غصه خورد به کی اثر کرد ،حالا هم آقا اين همه گشزد ميکنه و راه کار ميگه کو ،گوش شنوا تازه همه اين رجل بی خاصيت يه چيزی هم از مردم و آقا و مملکت طلبکارن،حالا بيان و بودجه به قول شما کميته امداد رو زياد کنن ،فکر ميکنيد محروم کم ميشه ؟ نه دزدا فربه تر ميشن تازه راه کمک به محروم ايجاد امکاناته نه سفره گدايی پهن کردن ووووووو دلم پر درده حاجی دنبال محرم ميگشتم به شما گفتم اما با اين نا ملايمت ها بازم پای خوب و بد اين مملکت و نظام هستم و خيال همه نابکارای دزد ايمان و اعتقاد مردم رو راحت کنم که به وقتش همشون رو از دم تيغ حسينی ميگذرونيم. ضمنآ اسم اين بدبختای موج سوار فعلی سازمان مجاهدين(به اصطلاح انقلاب اسلامی) رو به زبون نيارين خيال ورشون ميداره که کسی هستن.

منتظر

بسم الله الرحمن الرحيم...با اجازه ی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) وبلاگ شما به عنوان وبلاگ دفاع مقدس در وبلاگ انتظار لينک داده شد....التماس دعا...یا صاحب الزمان اغثنی-یا صاحب الزمان ادرکنی...

یک دوست

سلام حاج رضا ای کاش کسانی که قدرت درک مسایل جامعه را دارند می توانستند در قدرت اجرایی این مملکت جایی داشته باشند . مثل زمان امام علی شده که ایشان و یارانشان در کنار بودند و وقتی هم که روی کار آمدند یکی یکی کشته شدند.