هم از موسوی شکایت دارم و هم از خیلی های دیگر

هم از موسوی شکایت دارم و هم از خیلی های دیگر

سایتی برای کسانی که از موسوی شکایت دارند ایجاد شده که از دوستانی که موسوی به  رای و نظر و شخصیت آنها بی احترامی کرده تقاضا می کنم در این سایت ثبت نام کنند.

اما شکوایئه من : آقای موسوی من فردی هستم تحصیل کرده با شرایط خاصی که چه شاه بر مملکتم حکومت کند و چه خود امام راحل در زندگی من هیچ تاثیری ندارد و من تنها با توجه به تحلیل سیاسی خودم و شرایط سیاسی جامعه به دکتر احمدی نژاد رای دادم و  به همان کسی که دوست دارید یا می پرستید سوگند که حمایت های من ریالی نفع مادی برایم نداشت که هزینه بر هم بود چه مادی و چه معنوی . جناب موسوی من تلاش خودم را کردم و رای خودم را هم دادم و  مثل هر آدم روشنفکر و فهمیده ای  به انتظار نتیجه آرا نشستم تا در صورت پیروزی شخص مورد نظرم به شادمانی بپردازم اما شما تمام شعر و شعور مرا به سخره گرفتید ، شما کاری کردید که چه در انتخابات و چه پس از آن، به من به دلیل انتخابم انواع توهین ها و تهمت ها زده شود . شما فرصت شادمانی به من و ما ندادید . من از شما به دلیل خونهایی که ریخته شد ، به دلیل تهمت هایی که به دلیل انتخابمان به ما زده شد به دلیل ایجاد فضای عبور ممنوع و حکومت نظامی فکری فرهنگی در بین روشنفکران شکایت دارم . تعجب نکنید بله شما در بین مثلآ روشنفکران فضای عبور ممنوع ایجاد کردید که کسی اگر غیر از رای شما داشته باشد یا باید آن را مخفی کند یا انواع توهین ها را تحمل کند . من از شما به خاطر ایجاد کارنوالهای مسخره خیابانی که بیشتر به مراسم گاوبازی اسپانیایی شبیه بود تا تجمع حمایت  کاندیداتوری شکایت دارم. که بعد هم برای توجیه این حرکات مسخره که با تحریک شخص شما و آن شیخ که از امام برای  هر کارش می گفت نامه دارم ، اسمش را گذاشتند شور انتخاباتی ، شکایت دارم . خدا را شکر مایکل جکسون حال خوشی نداشت وگرنه شیخ  از او هم برای خوانندگی شعر های تبلیغاتی اش استفاده می کرد . آقای موسوی من از شما به  دلیل پایین بردن سطح شعور مردم که به خاطر هوچی گری شما تناقضات آشکار را هم ندیدند شکایت دارم . من از شما که با تشویق هموطنان فریب خورده   به روش گلدکوئیستی ، روزانه با صدها پیامک به خودم ، به شعورم ، به خوانده هایم ، به داشته هایم به کسی که از نظر من اصلح بود( حالا درست یا غلط ) به خانواده ام ، وبه همه احساس خودباوری که آن را آسان به دست نیاورده بودم ،توهین کردید، شکایت دارم . بگذارید یکی از معمولی ترین پیامک های هوادارن شما یعنی همان شخص ادب و وقار  ، همان ادب مرد به ز دولت اوست ،را برایتان بنویسم  تا ببینید از این نوع تبلیغ پیامکی اگر علیه خود شما می شد  حالتان به هم نمی خورد " آقای خامنه ای فرمودند در سال اصلاح الگوی مصرف به همین احمدی بی مصرف رای دهید " آقای موسوی می دانید که این پیامک عادی ترینشان بود اما کاش شما هم بی مصرف بودید و مضر نبودید ( از دوستان عذر خواهی می کنم اما تا کی باید دور دهنمان را پاک کنیم و بگوییم نخیر همه چیز خوب بود و اینها را چاپ نکنیم تا خجالت بکشند) من از شما به خاطر خونهایی که ریخته شد چه ندا آقا سلطان فریب خورده و چه 4 بسیجی که در مسجد زنده زنده سوزانده شدند شکایت دارم . من از شما به دلیل بر هم زدن آرامش فکری خودم و جامعه ام شکایت دارم .
من جز شما از همه روحانیونی که بر منبر به ما از عدالت  و شجاعت گفتند اما خودشان در برابر انحرافات هم لباسی ها و همکارانشان سکوت اختیار کردند و گذاشتند کار به اینجا بکشد شکایت دارم . من از همه کسانی سیاستشان عین دیانتشان است و نه در سیاستشان و نه در دیانتشان به روحانی ظالم و فاسد کاری ندارند شکایت دارم . من از روحانیونی که تا کشاورز بدبخت 2 تن بیشتر برداشت می کند شال و کلاه می کنند و به آن روستا می روند و از زکات می گویند و از اینکه اگر کسی زکات بدهد چنین می شود و اگر ندهد پدر جدش را جلو چشمش می آورند ، اما در مقابل این همه حیف و میل و تاراج اموال عمومی آقازاده ها از عتیقه گرفته تا ملک و نفت و کوفت و زهر مار دیگر ، ترسشان را در لفاف خوش رنگ مصلحت می پیچند به خوردمان  می دهند شکایت دارم . از اینکه از حسین و شجاعت می گویند اما همراه یزید می شوند شکایت دارم . من از همه کسانی که این فضای دوگانه زجر آور  که ما را معلق در بین زمین آسمان گذاشته اند شکایت دارم  که از بس حرف قشنگ زده اند و عمل  دیگری کرده اند  سرگردان نمی توانیم مومن شویم شکایت دارم . من از همه کسانی که موسوی را پر و بالش دادند شکایت دارم . از کسانی که از امام نامه می گیرند که هر کس پول داد بگیرند اما نامه نمی گیرند که هر کس پول خواست بدهند شکایت دارم . من از گزینش همه ادارات که برای استخدام کارمند آبدارخانه تا رنگ مورد علاقه لباس زیر را هم تحقیق می کنند اما برای ریاست جمهوری یک جلسه گزینش نمی گذارند شکایت دارم . من به مبلغ سالها غوطه خوردن در فضای نمی دانم به دلیل عملکرد مسئولین ادعای خسارت دارم . .من از آقای موسوی که نتیجه شکوهمندی که  از مشارکت  85% مردم در انتخابات در فضای بین الملل می توانست داشته باشد اما با خیره سری این مرد به پوزخندی بین المللی تبدیل شد شکایت دارم . من از قوه قضائیه هم که نه به این شکایت و نه به هیچ شکایت دیگری رسیدگی نمی کند شکایت دارم.

/ 1 نظر / 8 بازدید
مشتاقی نیا

حمید داودابادی نویسنده بزرگ دفاع مقدس ومسئول سایت ساجد انسانی مخلص وکمی عجول است. امروزمتنی را درباره من در وبلاگ خود قرار داده است.فکر می کنم بعضی دوستان دوباره شیطنت کرده اند.در جریان مقالات تند من در باره برخی اهالی محله تزویر که به بهانه فعالیت برای آزادگان دنبال فشار برای اخاذی از بیت آقا و فروش دو و نیم میلیاردتومانی تنها یک کپی!از آثار ارزنده و گاه جعلی و بعضا سرقتی شان به موزه دفاع مقدس که البته با هوشیاری سردار مرتضی قربانی ناکام ماند این بزرگوار بارها با الفاظ در خور برخی دوستان خود پیغام و پسغام هایی را حواله کرده است.البته شان ایشان از افراد مذکور بری بوده ودفاعیات مستدل!!وی از رفقایش را به حساب نااگاهی و استعداد بالقوه انسان هابرای باندبازی میگذارم. وبلاگ ایشان جای شهداست و نام بردن از امثال من در آن سزاوار نیست. آقای داودابادی! یک بار درپاسخ به اعتراض من که چرا مکانی امانی متعلق به بیت المال را در اختیار افراد .....قرار دادید گفتید مولا فرموده اگر چند نفر گفتند دوستت زناکار است باور نکن.تو که یک نفری!! حالا چرا پیامی بی در وپیکر که به نام من اما از مبدا ناشناس بوده را براحتی باور می کن