دوست خوب و مهربان را قدرش را بدانید

هوالمحبوب

از قدیم می گفتند دوست گرفتن آسونه اما دوست را نگه داشتن و دوستی را حفظ کردن خیلی سخته یا بازهم قدیمیها می گفتند دوست هم دوست قدیمی

و من یک دوست دارم که از برادر به من نزدیکتره هرچی از خوب بودن و عزیز بودنش بگویم کم است دوستی به وسعت همه عمرم یعنی تقریبا از دو سالگی با هم دوست هستیم زمانی که همسایه بودیم خیابان عارف 8 متری نادر دیوارهای یخچالی و اب قنات همه اینها برای من یک خاطره است و همه زندگیم اسم اون توی زندگیم خودنمایی می کرد همه می دونستند رضاست و جونش به هوشمند بسته است مادرش مثل مادر خودم و پدر خدابیامرزش مثل پدر خودم مردی که من جونم را و زندگیم را مدیون اون بودم و این خودش یک خاطره شیرین در زندگی من است که چطور پدر خدا بیامرز هوشمند جون منو در دو سه سالگی نجات داد اما مهندس رفیعی پدر هوشمند مردی بود که هرگز فراموشش نمی کنم

تو همان طفولیت ما محله امان از هم جدا شد اما من هرگز اونو ترک نکردم هر جا رفتند هفته بعدش پرسون پرسون خونشونو پیدا می کردم قصه قهر و آشتی ما هم حکایتهایی داشت اما هرگز با هم دعوا نکردیم دو روز پیش بعد از مدتها رفتم خونشون برای دیدن مادر مهربونش و تعدادی عکس با هم گرفتیم و من از میان تصاویر دو تصویر را به عنوان قدردانی از این دوستم و به پاس همه مهربانی های مادر مهربانش در اینجا می گذارم آری این دوستی قدمتی به مدت 48 سال دارد امیدوارم خداوند این دوست خوب و  مادر مهربان و همه اعضای خانواده اش را که چون خواهر و برادران خود من هستند در پناه خودش حفظ گرداند .

آقا هوشمند و مادر عزیزشان که مثل مادر خدابیامرز خودمه

هوشمند رفیعی

آقا هوشمند و مادر مهربانشون و آقا تورج برادر بزرگتر

هوشمند رفیعی و آقا تورج برادرشان

/ 0 نظر / 62 بازدید