یاد باد آن روزگاران یاد باد

من تشنه عدالت و شیفته انقلابم هستم ، می خواهم تا آخرین لحظه عمرم در راه برپایی عدالت و ریشه کن کردن ظلم مبارزه کنم حتی اگر در این راه جان ببازم خیالی نیست
 
آهای آنها که زندگی طلبگی را رها کرده و در کاخها سکنی گزيده ايد
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٤ : توسط : حاج رضا

نزديک به ربع قرن از پيروزی انقلاب اسلامی که منجر به تشکيل اولين حکومت جمهوری اسلامی بر اساس مذهب خونين تشيع شد می گذرد ، در راه تشکيل و پيروزی اين انقلاب چه خونهايی که نداديم ،خانه هايمان را بر سرهايمان خراب می کردند مردانمان را می کشتند زنانمان را به اسارت می بردند و فرزندانمان را يتيم می کردند شهرهايمان را مرکز فسق و فجور و مساجدمان را از نيرو خالی کرده بودند ، فساد را در خانه به خانه مان رسوخ داده بودند روحانيت ما در انزوا و مجاهدين و مبارزين ما در گوشه گوشه زندان يا به دار مجازات آويخته می شدند يا در زير شکنجه ساواک به شهادت می رسيدند، سالها سکوت مرگباری صحنه اجتماعی ايران را فرا گرفته بود که ناگهان خروش دوباره ابر مردی فراتر از زمان يخهای خودباختگی را ازدلهای مرده امان زدود ، بانگ هدايت بخشش ابرهای سياه ظلمت را از صحنه ايران راند ، ديوها را به بيغوله های تاريک تاريخ فراری داد و ستمگری را که در خوی متکبرش ادعای خدايی می کرد به ظلمتکده اهرام مصر فراری داد ، فرشته نجات بخش و هويت دهنده ايرانی قدم بر سرزمين شيران گذاشت ، شيران احاطه اش کردند و سر به بالينش ساييدند ، در اين ميان گرگها و شغالان زوزه ها کشيدند و کفتارها را بر سرزمين شيران روانه کردند ، اما زهی خيال باطل که اين سرزمين بيشه شيران بود ، آری برای حفظ اين انقلاب و استمرارش هزاران شهيد ديگر و هزاران جانباز و هزاران اسير ديگر دادیم و خواهیم داد تا بدنيا بگوييم ما از راه آمده باز نخواهيم گشت ، اما آن امامی که بر همه ما عزت و شرف را هديه کرد ، بر ما نصيحتها و وصيتهايی کرد ، به روحانيت ما گفت هرگز زی طلبگی را رها نکنيد و راهتان را از مسير ملت جدا نسازيد کاری نکنيد که ملت بگويد آنها ....... و بر مانوشت نگذاريد انقلاب بدست نامحرمان بيافتد . اما افسوس گروهی از آنها که مورد خطاب پير جماران بودند فکر کردند که انقلاب تيول پدرانشان بوده و می بايست ارث ببرند ، در حاليکه هنوز تنگه احد مورد تهاجم بود به سوی غنائم يورش بردند و فرمان رهبرشان گوش ندادند و غرق در رفاه گشته و چون ستمگران در کاخها سکنی گزيدند و دل محرومين را غمگين کردند ، چه شد مگر شما از علی نمی گفتيد مگر از هجره های طلبگی نمی گفتيد مگر ما را به زهد و تقوی دعوت نمی کرديد مگر قصه عقيل بر گوشمان نمی خوانديد، مگر شمع بيت المال خاموش کن فرياد نمی زديد ، ما که باورمان هست ،شما را چه می شود چرا از خيابان ايران و از خیابانها و کوچه های عاشقان به خیابانهای گل وبلبل و دامنه های البرز نقل و مکان کرديد، چرا خانه های پر از نور تقوی را با چلچراغهای ظلمت عوض کرديد، آری ماييم همانی که بوديم همانها که هرگز اجازه تعرض به انقلابشان را به کسی نخواهند داد، اما شما را چه ميشود بر مبلهای شاهی تکيه می زنيد و نمی دانيد چه سخت است اين اوضاع زمانه، مگر شما نمی گفتيد اوصيکم بتقو .... ، شما راچه شده است ، مگر پيامها ،فريادها و ناله های در چاه اين سيد اولاد پيغمبر را نمی شنويد، چه شده است که فرزندانتان بر ما فخر می فروشند آنها کيستند ازکجا آورده اند که هر روز سوار بر قاليچه سليمان طي الارض می کنند و نرد عشق با دشمنان اين ملت میبازند، چه شده است کانادا و انگليس موطن دوم بعضی از شماها شده است اين خانمها کيستند که شلوار جين می پوشند و ما را عقب مانده خطاب می کنند ما که اينها را باور نداريم ما باعشق علی و برخوردش با عقيل در امر بيت المال بزرگ شده ايم ، ما که عشق زهرا با حجاب گرفتنش از نابینایی را به دنيايی نمی فروشيم ، ما که زينبمان را با همه کاخهای شما عوض نمی کنيم ، شما از مسير انقلاب ما خارج شده ايد ، شما مصداق واقعی نامحرمان به انقلاب ما هستيد هر کس در هر مقامی در هر پستی و در هر لباسی ذره ای تکبر و نخوت و غرور در مقابل حتی يک انسان مومن داشته باشد از مسیر انقلابی ترین انقلاب حاضر جهان خارج شده است، باور کنيد هنوز ابوذرها در جامعه ما فراوان هستند حتی اگر به انواع تهمتها سعی در خانه نشين کردنشان داشته باشيد هر چه می خواهید در بازی سیاستتان بگویید ،تا ما به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عمل نکنیم ، ما که می دانيم اينها را می گويید تا کسی به وصيت رهبر و امامش عمل نکند ، اما فرياد ما هر لحظه در گوشهای شما طنين انداز خواهد شد .آهای آنها که زندگی طلبگی را رها کرده ايد و در کاخها سکنی گزيده ايد شما از اين مردم محروم و از راه امامشان منحرف شده ايد ، مطمعن باشيد سرهايمان را می دهيم ولی هرگز پشت رهبرمان را خالی نمی کنيم مطمعن باشيد ما عاشقان خامنه ای باقی خواهيم ماند زيرا او نيز عاشقانه به اين ملت عشق میورزد.