یاد باد آن روزگاران یاد باد

من تشنه عدالت و شیفته انقلابم هستم ، می خواهم تا آخرین لحظه عمرم در راه برپایی عدالت و ریشه کن کردن ظلم مبارزه کنم حتی اگر در این راه جان ببازم خیالی نیست
 
امريکا را رها کنيد غضنفرهای خودی را بگيريد که به دروازه خودمون گل نزنند
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٩ : توسط : حاج رضا

هوالمحبوب

با سلام

رئيس دانشگاه آزاد از اسلام را عوض کنيد.

جاسبی حرف معاونش را پس گرفت!

یك هفته پس از سخنان وزیر علوم و سخنگوی دولت مبنی بر كاهش قطعی شهریه‌ها‌ی دانشگاه آزاد و تأیید رسمی این سخنان از سوی معاون دانشجویی دانشگاه آزاد، دكتر جاسبی دوباره اعلام كرد ماجرای كاهش شهریه‌ها‌ منتفی است.
دكتر عبدالله جاسبی در گفت وگو با ایسنا با اشاره به تأكید هیئت دولت بر كاهش شهریه دانشجو، گفت: دانشگاه آزاد در طول مدت فعالیت فقط یك هدف را دنبال نكرده و همیشه دنبال هدف‌ها‌ی فرهنگی و آموزشی در كنار هم بوده است و به همین دلیل دانشگاهی غیر انتفاعی است و همه دریافتی خود را صرف دانشگاه و دانشجو می‌كند.
وی با بیان اینكه هیچ كس در تصمیم گیری‌ها‌ی این دانشگاه نقشی ندارد، اظهار داشت: براساس آخرین مصوبه هیأت امنا به طور متوسط 12 درصد كاهش شهریه برای دانشجویان ورودی سال 84 خواهیم داشت كه میزان آن به حسب واحدهای مختلف متفاوت است.
وی خاطرنشان كرد: این كاهش شهریه در قالب وام بلند مدت اعمال می‌شود.
این در حالی است كه دكتر محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم یك هفته پیش در گفت وگو با كیهان اعلام كرده بود وام بلند مدت دانشگاه آزاد از دانشجویان پس گرفته نمی‏شود مبلغ آن را دولت پرداخت می‌كند.
چند روز پس از این مصاحبه دكتر فریدون رهنما، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد، اعلام كرد كاهش شهریه‌ها‌ی دانشگاه آزاد بدون اعطای وام صورت می‌گیرد.
وی گفته بود: كاهش شهریه‌ها‌ به صورت وام نیست بلكه كاهش شهریه‌ها‌ انجام شده است

ما چیز زیادی نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم آبرومندانه زندگی کنیم ... » 

ميدونيد اين سخنان همسر يک جانباز شيميايه آخه به کی شکايت کنيم يا امام زمان ادرکنی يا امام زمان خودت به کمک جانبازهای ما بيا آخه من نمی دونم مسئولين بنياد شهيد و امور ايثارگران روشون می شه تو چشم خانواده ها نگاه کنند يه روزی وقتی دکتر دهقان که من از قديم ايشونو می شناختم و به تقوی و اخلاصش ايمان داشتم به مسئوليت اين نهاد در آمد بسيار خوشحال شدم اميدوار شدم رسيدگی به امور اين عزيزان سرعت بيشتری می گيرد و ديگه قصه شهيد رجبی ثانی ها تکرار نمی شه اما امروز وقتی قصه اين جانبازو خوندم فقط هی پيش خودم می گفتم بابا بياييد اين  امريکا رو رها کنيد بياييد غضنفرهای خودی را بگيريد به دروازه خودی گل نزنند.يعنی تا اينا رو داريم ديگه نبايد از......

منبع خبر سايت مرتضی آوينی

ارسلان حداد، جانباز 25 درصد، با سابقه 21 ماه حضور در خط مقدم جبهه‌ است که هربار ناحیه‌ای از بدنش، در چهار عملیات مجروح شده و آن طور که خود می‌گفت با داشتن همسر و 3 فرزند، ماهانه 35 هزار تومان مستمری از بنیاد شهید و امور ایثارگران می‌گیرد. می‌گفت : 14 سال بیشتر نداشتم که به عنوان بسیجی، داوطلبانه به جبهه رفتم و حالا 13 سال پس از مجروحیتم، خواب آرام ندارم. 8 ترکش در سرم باقی مانده که امکان خارج کردن آنها به خاطر احتمال کوری مادام‌العمر یا مرگ فراهم نیست. مشکلات روحی‌ من و خانواده‌ام روز به روز افزایش می‌یابد و هیچ مرکزی به خاطر این که جانباز اعصاب و روان هستم، حاضر نیست به من کار بدهد.»

روی شانه‌ها و پشتش پر از تاولهای آثار شیمیایی بود که اگر سر باز کنند، حکایتی بی‌پایانی می‌شوند از عشق به وطن. دستهایش پینه بسته و زخمهای قرمز رنگ روی آنها را حاصل دوران کارگری سخت خود می‌دانست و می‌گفت: «وضعیتم در ادامه کار، هر روز وخیم‌تر می‌شد. اگر جانباز شیمیایی نبودم همان کار «جمع‌آوری زباله» را که به من پیشنهاد داده بودند، برای سیرکردن شکم زن و فرزندم قبول می‌کردم، اما باور کنید که نتوانستم.»

کنج اتاق خانه‌ که در نقطه‌ای دوری در حصارک کرج قرار گرفته بود، «فرحناز»، دختر نوجوانش، حرفهای پدر را می‌شنید و سری به تاسف تکان می‌داد. دست شکسته‌اش را که به خاطر نداشتن هزینه درمان، به حال خود رها کرده بود تا همان طور شکل بگیرد، با دست دیگر گرفت و گفت: «12 سال دارم و تا کلاس چهارم درس خوانده‌ام؛ به خاطر فقر مالی و مشکلات روحی پدرم، ترک تحصیل کرده‌ام. آنچه پدر گفت قطره‌ای از دریای مشکلات ماست. پدر برای تامین نیاز خانواده هر کاری که از توانش برآمد، انجام داد. تامین نیاز روزانه‌ ما هم به سختی ممکن است، چه رسد به تامین هزینه درمان دست من.»

چهره‌ مادرش از سختی‌های طاقت‌فرسا خبر می‌داد. با گوشه چادر، در حالی که به سخنان همسرش گوش می‌داد، اشک چشمانش را پاک کرد و گفت: 14 سال ناراحتی اعصاب و روان همسرم را تحمل کردم و خودم دچار ناراحتی شدید روحی شده‌ام. اما بیکاری و فقر مالی از همه مصائب سخت، سخت‌تر است. مدتی در منازل دیگران کار کردم تا اوضاع زندگی‌مان بهتر شود اما ناراحتی روحی‌ام اجازه نداد. پدرم این اتاق کوچک را داد تا سرپناهمان باشد و ما 5 عضو خانواده در یک اتاق، روز را شب می‌کنیم.

این همسر جانباز جنگ تحمیلی افزود: ما چیز زیادی نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم آبرومندانه زندگی کنیم ... »  .

اين چند تا مطلب رو هم ببينيد بد نيست

کوچه غربت پلاک۶ کاخ نشين۲

جانباز شيميايی ضامن متهم پرونده اش شد

اجمدی نژاد : انتصابات اشتباه را تغيير دهيد