یاد باد آن روزگاران یاد باد

من تشنه عدالت و شیفته انقلابم هستم ، می خواهم تا آخرین لحظه عمرم در راه برپایی عدالت و ریشه کن کردن ظلم مبارزه کنم حتی اگر در این راه جان ببازم خیالی نیست
 
شجاعت قابل تحسين قوه قضاييه در ارائه گزارش نقض حقوق شهروندی در زندانها
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۸ : توسط : حاج رضا

هوالحبوب

شجاعت قابل تحسين

روزهايی که انقلاب در جريان بود سالهای ۵۷ رو می گم خواسته های ما بر خواسته از زيباترين انديشه های انقلاب و تشيع انقلابی بود با نيت ايجاد حکومتی خدايی و اسلامی که همه مردم بدور از تبيعيضها و بی عدالتی ها زندگی کنند وجودمان پر بود از درد بی عدالتيهای ستمگران زمانه از شکنجه ها و پرونده سازيها از لفت و ليسها از خاندان ستم شاهی از گرگهايی که در لباس حاکم خون و مال مردم را مباح می دانستند برايشان هرگز انسانيت و کرامت انسانی ارزشی نداشت انقلاب کرديم تا اينچنين نباشد انقلاب کرديم که خودمان باشيم همانی که خدا وعده امان داده بود قانون اساسی را ترسيم کرديم و بر آن مهر نهاديم که هيچکس در اين حکومت نتواند بر کسی ظلمی روا دارد ما که داغ بی عدالتی را قرنها بر دوش زخم  خورده امان تحمل کرده بوديم شادمانه فرياد بر می آورديم که ديگر هيچکس اجازه ندارد تحمل دردی را به عنوان شکنجه بر کسی به نام قانون تحميل کند احساس می کرديم هيچ قدرتی نمی تواند فراتر از قانون و احکام الهی بر کسی ظلم روا دارد شادمان بوديم و سرشار از غرور ، يادش بخير روزهای نبرد با دشمنان با سياه رويانی که عدالت الهی را بر نمی تافتند آن روزها احساس می کرديم هيچ ستمگری ديگر نمی تواندبر کشور ما و بر مردم ما حکومت کند زيباترين و شيرينترين زمانها برای ما آن زمان بود که اماممان برايمان سخنرانی می کرد در کلامش در رفتارش هر چه می نگرستيم جز عدالتخواهی هيچ نمی ديديم اينک نيز نمی بينيم به نهيبش گوش فرا می داديم به فريادش پاسخ می داديم به فرمانش اگر بر خلاف نفسهای دربند جهلمان نيز بود چون آوای ملکوتی گوش فرا می داديم آنقدر شاد بوديم از اينکه می ديديم در قانون اساسيمان آمده در پيشگاه قانون هيچکس در هيچ لباسی و در هيچ مقامی بر ديگری ارجع نيست آنقدر شادمان بوديم که می ديديم در ميثاق الهیمان به نام قانون اساسی همه در پيشگاه قانون يکسان هستند و ما برای حفظ آنچه بدست آورده بوديم بی محبا می جنگيديم کشتن و کشته شدن در مسير عدالتخواهييمان چون شهد شيرين عسل لذت بخش بود دنيا را به بازی گرفته بوديم قدرتهای ستمگر و غارتگر را به هيچ می شمرديم آنقدر اتکا بنفس پيدا کرده بوديم که احساس می کرديم می توانيم دنيا را در تسخير اعتقادات انقلابی خود بياوريم اما حيف و صد حيف که ما نمی دانستيم در درون خودمان در جامعه امان و در بطن انقلابمان ديوهايی با نمايی فرشته گونه بوجود آمده اند ما می جنگيديم برای عدالت و آنها موذيانه نبرد ما را  با بی عدالتيهای هدف دار خود تحت الشعاع قرار می دادند هر چه با صداقت تر فرياد می کشيديم آنها موذيانه تر در لباس خودی به انقلابيون ضربه می زدند چه کسی می توانست باور کند در اين نظام مبتنی بر عدالت علی بر کسی ظلمی روا شود چه برسد بر اينکه انقدر زنی را بزنند که ...... آری چگونه می شود باور کنيم در نظام عدالتخواه ما ۱۴۰۰ زندانی بدون تکليف در زندان باشند يا کودکی سيزده ساله در زندان و..... باور کنيد از زمانی که نامه جناب عليزاده که بر ان شجاعت قابل تحسين نام می نهم را خوانده ام هر شب بر مظلوميت انقلابم و بر مردمم می گريم چرا چنين شد هر چند فکر می کنم می دانم چرا اينچنين شد ، آری آن روز که همسر سعيد امامی را آن دو بازجو بازجويی کردند و چه ها که نگفتند اغماض کرديم روزی که رجبی ثانی ها را شهيد کردند در نهايت به پرداخت ديه ای اکتفا کرديم روزی که هدف انقلاب را که بر پايی انقلاب الهی بود منحرف کرديم و جوانانمان را بسوی امر به معروف و نهی از منکر صوری کشانديم نه واقعی و بجای مبارزه با رانت خواريها و ربا خواری و تاراج سرمايه کشور و ايجاد طبقه جديدی از مرفهين بی درد به مبارزه با پديده ضد فرهنگی بدحجابی کشانديم و تنها امر به معروف را از اين مقوله نگريستيم و بجای اينکه بر عليه  سرمايه داران زالو صفت شمشير ذوالفقار علی را بدست بگيريم آنها را بر جان و مال مردم حاکم کرديم و بجای اينکه بند بند قانون اساسی را عمل کنيم تنها به آن بندهايی پرداختيم که منافعمان طالبش بود نتيجه اش گزارش جناب عليزاده است و شايد گزارشهايی که که شايد هرگز ارائه نشود من شجاعت قابل تحسين آيت الله شاهرودی را می ستايم انتقاد از خود و مجموعه خود آنقدر قابل ارزش است که صدهها گونه از اين گزارشات نمی تواند خللی در آن پديد بياورد ما نيازمند بازگشت به عدالتخواهی و مبارزه با همه پديده های شوم بی عدالتی هستيم حتی اگر در درون خانه هايمان نفوذ کرده باشد من قويا اعتقاد دارم اگر همه اين اعمال برنامه ريزی نباشد بسياری از آنها توسط دشمنان انقلاب برنامه ريزی شده است مگر می شود يک انقلابی و يا يک خدمتگزار مردم در هر لباسی اينچنين بی عدالتيهايی را مرتکب شود من نمی توانم باور کنم تنها چيزی که من با مطالعه تاريخ انقلابات به آن رسيده ام وجود عناصر نفوذی و نان به نرخ خورهايی هست که هميشه چون موريانه ها پايه های انقلاب را می خورند شايد اين ازبرکت انقلاب است که مردانی شجاع پيدا می شوند و بدون ترس از انگها و تهمتها واقعيتهايی بسيار تلخ از عملکردهای زير مجموعه خود را می گويند کاش همه مديران همه آنها كه مديريتهای اجرايی را دارند شجاعت عليزاده را داشتند اشتباهات خود را می گفتند و در صدد جبران و رفع اشتباهات بر می آمدند كه ما بسيار به اين امر خوشبينيم كه با رياست جمهوری دكتر احمدی نژاد كه بنظر بنده انقلاب سوم دردرون انقلاب بزرگ انقلاب اسلامی می بايست نام بگيرد اين حركت شجاعانه به يك عمل فراگير تبديل شود و ما شاهد بازگشت به ارزشها و عدالتخواهی نسل انقلاب ۵۷ باشيم  در مرحله اول می شود با همه كسانی كه مسبب اين اعمال در گزارش جناب عليزاده هستند برخورد قاطع و انقلابی داشت تا ديگران جسارت ادامه اين اعمال را نداشته باشند و اين يعنی استمرار انقلاب چون انقلاب هرگز پايان نمی يابد و مرگ انقلاب و انقلابی گری در اعتقاد در بپايان رسيدن آن است كه اين در فرهنگ تشيع انقلابی هرگز وجود ندارد.

  ما زنده بر آنيم كه آرام نگيريم           موجيم که آسودگی ما عدم ماست